باران و دعای مورچه
حضرت سلیمان و اصحابش برای طلب باران از شهر خارج شدند. در بین راه سلیمان (ع) مورچهای را دید که به پشتخوابیده و دست و پایش را به طرف آسمان بلند کرده و میگوید: خدایا ما از مخلوقات تو هستیم، و نیازمند به رزق تو میباشیم پس ما را به گناه دیگران هلاک مفرما!
سلیمان (ع) به اصحاب فرمود: باز گردید که به دعای دیگری بر ما باران خواهد بارید. (المحجة البیضاء، ج2، ص299)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 13:35 توسط
|